عماد الدين حسن بن علي الطبري
337
كامل بهائى ( فارسي )
برائت من بودم يا تو ؟ گفت تو . گفت رسول را در شب غار به نفس خود من نگاهداشتم يا تو ؟ گفت تو . گفت من مولى بودم از آن هر مسلمى روز غدير يا تو ؟ گفت تو . گفت ولايت از خدا با ولايت رسول صلّى اللّه عليه و آله زكات خاتم در ركوع مراست يا تو را ؟ گفت تو را . گفت وزارت رسول مثل هارونى از موسى مراست يا تو را ؟ گفت ترا . گفت رسول با من و اولاد و عيال من مبادرت كرد روز مباهله يا با تو و اولاد و عيال تو ؟ گفت به تو و عيال تو . گفت شرف آية التطهير مراست و اهل بيت مرا يا تو را و اهل بيت تو ؟ گفت تو را و اهل بيت تو را . گفت صاحب دعوت تحت الكساء من و اهل بيت من بوديم يا تو و اهل بيت تو ؟ گفت تو و اهل بيت تو . گفت آيه « يوفون بالنذر الى آخرها » در شان من و اهل بيت من آمد يا در حق تو و اهل بيت تو ؟ گفت در حق تو و اهل بيت تو . گفت جبرئيل روز احد از آسمان « لا سيف الا ذو الفقار ، و لا فتى الا على » در حق من گفت يا در حق تو ؟ و آفتاب از براى من بازآمد بعد الغروب يا از براى تو ؟ و روز حنين رسول صلّى اللّه عليه و آله رايت به من داد و فتح بدست من داد يا به تو ؟ و غم از دل رسول صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان روز احزاب و خندق به قتل عمر و عبد ود من برداشتم يا تو و رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا امين ساخت به رسالت به جن يا تو را و جن اجابت كردند . و رسول تطهير من كرد يا تطهير تو به قوله « يا على انا و انت من نكاح لا من سفاح ، من لدن آدم الى عبد المطلب » و مرا اختيار كرد به تزويج فاطمه يا تو را . و من پدر سردار جوانان بهشتم يا تو ؟ و برادر من با ملائكه به دو پر مىپرد جعفر يا برادر تو ؟ و من ضامن قضاى دين رسول گشتم يا تو ، و من در مراسم منادى مىكردم به ايجاز وعدههاى رسول يا تو ؟ و من با رسول صلّى اللّه عليه و آله مرغ بريان خوردم يا تو ؟ و به آخر كلام به تغميض چشم و كفن و دفن و غسل رسول صلّى اللّه عليه و آله من قيام نمودم يا تو ؟ و رسول مرا دعا كرد به علم قضا و فصل الخطاب به قوله « اقضاكم على » يا تو ؟ و من بودم كه رسول صلّى اللّه عليه و آله صحابه را فرمود كه سلام من به امير المؤمنينى كردند يا تو ؟ و من بودم كه حق تعالى دينار بفرستاد به نزديك حاجت